امروز پنج شنبه  ۱۰ آذر ۱۴۰۱
۱۴۰۱/۰۷/۰۹- ۱۵:۰۷ - مشاهده: ۱۴۷

رفتار شناسی نیروهای اجتماعی در سیاست خارجی

وحید ذوالفقاری

نویسنده معتقد است، مرور ادبیات سیاست خارجی در حوزه زبان فارسی نشان می ­دهد که اکثر آنها به تحلیل سیاست خارجی با خوانش نظریه ­های روابط بین­ الملل پرداختند. به بیان دیگر، بیشتر ادبیات موجود در سیاست خارجی، دولت­ محور، قدرت بنیاد، خطی و از بالا به پایین هستند. طبق چنین خوانشی، یکی از اصلی ­ترین خلأهای پژوهشی در متون و ادبیات فارسی، غفلت از نقش نیروها و متغیرهای داخلی در سیاست ­گذاری خارجی است. بر خلاف ارتدوکس و رویه علمای روابط بین ­الملل که سیاست خارجی را یک موضوع الیتیستی و گسسته از زیست سیاسی-اجتماعی می­ پندارند، فهم سیاست خارجی در رهیافت مقایسه ­ای و نوین، نیازمند توجه به نقش احزاب سیاسی، رسانه ­ها، اقوام، پارلمان، نظامیان و غیره است و غفلت از چنین نیروهای مهمی، رفتار سیاست خارجی را با کج فهمی و کج اندیشی مواجه می ­سازد.

لذا در این اثر پژوهشی، توجه جدی به نقش نیروهای اجتماعی در رفتار سیاست خارجی شده است؛ چراکه بر خلاف گذشته که سیاست خارجی تنها از زاویه نگاه علمای روابط بین ­الملل به محک آزمون و تحلیل گذاشته می­ شد، اما طی سال­ های اخیر، پژوهشگران حوزه سیاست تطبیقی بیشتر با استقراض از رویه پایین به بالا و رویکرد اجتماعی به فهم دولت­ها در عرصه بین ­المللی دست می­ زنند.

کتاب طی یک مقدمه و سیزده فصل به بررسی موضوع می­ پردازد.

در مقدمه ماهیت سیاست خارجی و الگوهای تحلیل سیاست خارجی مثل فردگرایی تبیینی، فردگرایی تفسیری، کل ­گرایی تبیینی و کل­ گرایی تفسیری بیان شده ­است.

فصل اول به سطوح تحلیل در سیاست خارجی اختصاص دارد که سه سطح تحلیل خرد( نقش رهبران سیاسی، نظام اعتقادی، نهادهای سیاسی داخلی)، تحلیل میانی(نوع حکومت، سیستم اقتصادی، سبک و سیاق ملی، هویت فرهنگی، گروه ­های ذینفع) و تحلیل کلان (سیاست خارجی در دوران معاصر) را مورد ارزیابی قرار می ­دهد.

فصل دوم به بیان نظریه ­های روابط بین ­الملل و سیاست خارجی می ­پردازد.

فصل سوم فرایندهای تصمیم ­گیری در سیاست خارجی و الگوهای تصمیم ­گیری را واکاوی می ­کند.

فصل چهارم به نقش افکار عمومی‌به مثابه نیروهای اثرگذار بر سیاست خارجی می ­پردازد که در این میان الگوهای پیوند افکار عمومی و سیاست خارجی مثل الگوی نخبه ­گرایانه، نمایندگی سیاسی و مردم­ گرایی بررسی می­ شوند.

فصل پنجم به زمینه ­­های پیوند بین اقلیت ­های قومی و سیاست خارجی می­ پردازد که در این میان نظریه ­های مربوط به این پیوند از جمله نظریه پیوند استراتژیک و راهبردی؛ نظریه نفوذ­پذیری نسبی؛ نظریه‌های همگرایی عمومی و نظریه محافظه ­کاری مورد توجه قرار گرفته است.

فصل ششم به رابطه میان رسانه­ های جمعی و سیاست خارجی اختصاص دارد که در این زمینه مراحل رسانه ­ای شدن سیاست خارجی بررسی می­ شود و سپس الگوهای نظری پیوند بین رسانه­ های جمعی و سیاست خارجی مورد توجه قرار می ­گیرد. از جمله این نظریه ­ها می­ توان به نظریه فشار؛ نظریه بازیگر تحدیدساز؛ نظریه میانجی ­گر؛ نظریه بازیگر ابزاری؛ نظریه تبلیغات و نظریه موقعیت ­یابی اشاره کرد. در پایان این فصل، نقش شبکه­ های اجتماعی در سیاست خارجی در دوران معاصر واکاوی می­ شود که الگوهای مطرح در این خصوص عبارت­ اند از: دیپلماسی عمومی، دیپلماسی رسانه ­ای و دیپلماسی کارگزاری رسانه ­ای.

در فصل هفتم تا دهم، موضوعاتی همچون رابطه بین جنبش­ های اجتماعی و سیاست خارجی؛ رابطه و پیوند میان پارلمان و سیاست خارجی؛ رابطه نظامیان و سیاست خارجی و رابطه احزاب سیاسی و سیاست خارجی مورد بررسی قرار می ­گیرد.

فصل یازدهم به موضوع پارادیپلماسی و سیاست خارجی اختصاص دارد. در این خصوص نویسنده معتقد است، دگردیسی ­های بنیادی در سطح دولت و نظام بین ­الملل و تغییرات سیاسی- اقتصادی در سطح دولت های محلی به عنوان سطح سوم سیاست و مشارکت فعال در سیاست خارجی به رشد توجه به مفهوم پارادیپلماسی منجر گردیده است و یافته ­های این پژوهش نیز نشان می ­دهد که مفهوم پارادیپلماسی به عنوان نهادها و فرایندهایی است که تلاش برای کسب منافع و هویت، نه تنها دولت­ های فروملی را در پیوند با دیگر بازیگران در عرصه سیاست بین ­الملل قرار می ­دهد، بلکه به رشد مشارکت و فعالیت آنها در سیاست خارجی منجر می ­شود.

فصل دوازدهم به موضوع جهانی شدن و سیاست خارجی اختصاص دارد که مسایلی همچون زمینه­ های پیدایش سیاست خارجی نوین؛ سیاست خارجی در عصر جهانی شدن؛ سیاست خارجی اخلاقی و سیاست خارجی و امنیت ملی را دربردارد. فصل سیزدهم هم نتیجه ­گیری کتاب است. 

متن دیدگاه
نظرات کاربران
تاکنون نظری ثبت نشده است

امتیاز شما